به گزارش سارنا به نقل از فارس، آیات ۴۱ تا ۴۹ سوره غافر ادامه گفتوگوی مؤمن آلفرعون با قوم خود است، مردی مؤمن و بصیر که در دل حکومت فرعون زندگی میکرد اما حقیقت را شناخته بود و با شجاعت از حضرت موسی(ع) دفاع میکرد.علامه طباطبایی در تفسیر المیزان این بخش از آیات را نمایش روشنی از تقابل دو جبهه حق و باطل میداند از یک سو دعوتی مبتنی بر عقل، فطرت و خیرخواهی و از سوی دیگر لجاجت، خودخواهی و هدایتناپذیری دشمنان. نتیجه این مسیر نیز چیزی جز عذاب و پشیمانی بیثمر نخواهد بود.
دعوت به نجات و اصرار دشمن بر گمراهی
مؤمن آلفرعون سخنان خود را با تعجب و تأسف آغاز میکند «وَیَا قَوْمِ مَا لِی أَدْعُوکُمْ إِلَى النَّجَاةِ وَتَدْعُونَنِی إِلَى النَّارِ» چرا من شما را به سوی نجات میخوانم اما شما مرا به سوی آتش دعوت میکنید؟علامه طباطبایی توضیح میدهد که این جمله، مقایسهای میان دو دعوت است. دعوت مؤمن آلفرعون، دعوت به توحید و سعادت ابدی است اما دعوت فرعونیان، دعوت به شرک و راهی است که پایان آن آتش الهی خواهد بود.
در واقع او میخواهد نشان دهد که جبهه باطل نه تنها خود گمراه است بلکه دیگران را نیز به سمت هلاکت میکشاند.در آیات بعد، مؤمن آلفرعون محتوای دعوت دشمن را روشن میکند «تَدْعُونَنِی لِأَکْفُرَ بِاللَّهِ وَأُشْرِکَ بِهِ مَا لَیْسَ لِی بِهِ عِلْمٌ». شما از من میخواهید نسبت به خدا کفر بورزم و چیزی را شریک او قرار دهم که هیچ دلیل و برهانی برای آن وجود ندارد.
یکی از نشانههای اصلی انحراف دشمن همین است که دعوت او بر پایه علم و برهان نیست. جبهه باطل از انسان میخواهد چشم خود را بر حقیقت ببندد و از روی تقلید، تعصب یا منافع دنیوی راهی را بپذیرد که هیچ پشتوانه عقلانی ندارد.
هدایتناپذیری دشمن وقتی حقیقت آشکار است
مؤمن آلفرعون در ادامه با صراحت اعلام میکند که معبودهای ساختگی هیچ جایگاهی در عالم ندارند و تنها خداوند «الْعَزِیزُ الْغَفَّارُ» شایسته پرستش است. سپس میگوید که «لَا جَرَمَ أَنَّمَا تَدْعُونَنِی إِلَیْهِ لَیْسَ لَهُ دَعْوَةٌ فِی الدُّنْیَا وَلَا فِی الْآخِرَةِ» آنچه شما به سوی آن دعوت میکنید هیچ حقیقت و اثری نه در دنیا دارد و نه در آخرت.این آیات نشانهای از اتمام حجت است. استدلالها روشن است، حق آشکار شده و راه هدایت بیان گردیده است، اما دشمنان همچنان بر مسیر باطل اصرار میکنند. این همان هدایتناپذیری است که ریشه در تکبر و دلبستگی به قدرت دارد.
قرآن در ادامه میفرماید که «وَأَنَّ الْمُسْرِفِینَ هُمْ أَصْحَابُ النَّارِ»، «مسرفین» تنها کسانی نیستند که در امور مادی زیادهروی میکنند بلکه هر کس از مرز حق عبور کند و در طغیان و گناه افراط ورزد، مصداق اسراف است. فرعون و پیروانش نیز به دلیل تجاوز از حدود الهی، در شمار اهل آتش قرار گرفتهاند.بنابراین مشکل اصلی دشمن، ناآگاهی نیست بلکه نپذیرفتن حقیقتی است که برای او روشن شده است. چنین انسانی هرچه نشانههای هدایت را بیشتر ببیند، مسئولیتش سنگینتر و سرنوشتش دردناکتر خواهد شد.
هشدار درباره مجازات قطعی دشمن
مؤمن آلفرعون پس از بیان استدلالهای خود، آینده را به آنان یادآوری میکند، «فَسَتَذْکُرُونَ مَا أَقُولُ لَکُمْ» به زودی آنچه را میگویم به یاد خواهید آورد.این جمله در حقیقت هشدار نسبت به مجازات قطعی الهی است. منظور این است که روزی فرا خواهد رسید که حقانیت این سخنان برای آنان آشکار میشود روزی که دیگر راه بازگشتی وجود ندارد.سپس مؤمن آلفرعون میگوید که «وَأُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ».
او پس از انجام وظیفه و ابلاغ پیام الهی، سرنوشت خود را به خدا واگذار میکند.نتیجه این توکل نیز در آیه بعد بیان شده است، «فَوَقَاهُ اللَّهُ سَیِّئَاتِ مَا مَکَرُوا». خداوند او را از توطئههای دشمن حفظ کرد و در مقابل، «وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ»، عذاب سخت گریبان خاندان فرعون را گرفت.این آیات یکی از سنتهای همیشگی الهی را بیان میکند، مؤمنان ممکن است در معرض فشار و تهدید قرار گیرند، اما سرانجام مکر و نقشه دشمن به خود او بازمیگردد و مجازات الهی دامان ستمگران را میگیرد.
پشیمانی که دیگر فایده ندارداوج هشدارهای این بخش از سوره در آیات ۴۶ تا ۴۹ دیده میشود. قرآن میفرماید فرعونیان پیش از قیامت نیز در برزخ گرفتار عذاباند «النَّارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْهَا غُدُوًّا وَعَشِیًّا» و در قیامت نیز به شدیدترین عذاب وارد خواهند شد.
سپس صحنهای از گفتوگوی اهل آتش ترسیم میشود. پیروان ضعیف به سران خود میگویند که «إِنَّا کُنَّا لَکُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا نَصِیبًا مِنَ النَّارِ»؛ ما در دنیا از شما پیروی میکردیم، آیا میتوانید بخشی از عذاب را از ما بردارید؟اما پاسخ سران جبهه باطل بسیار تلخ است «إِنَّا کُلٌّ فِیهَا» همه ما در این عذاب شریک هستیم.
علامه طباطبایی این آیات را تصویری از پشیمانی بیفایده دشمن میداند. کسانی که در دنیا بر قدرت، ثروت و نفوذ خود تکیه کرده بودند، در آخرت نه میتوانند خود را نجات دهند و نه پیروانشان را. آنجا زمان عمل گذشته و تنها نتیجه اعمال باقی مانده است.آیات ۴۱ تا ۴۹ سوره غافر نشان میدهد که دشمنان حق معمولاً با کمبود دلیل روبهرو نیستند، بلکه مشکل آنان نپذیرفتن حقیقت است.
مؤمن آلفرعون با استدلال، خیرخواهی و منطق آنان را به سوی نجات دعوت کرد، اما تکبر و دلبستگی به دنیا مانع هدایتشان شد.سرانجام این هدایتناپذیری، گرفتار شدن در مجازات الهی و رسیدن به مرحلهای است که انسان همه حقایق را میبیند اما دیگر امکان جبران ندارد. پیام اصلی این آیات آن است که فرصت هدایت و بازگشت محدود است و پشیمانی پس از فرارسیدن عذاب، سودی نخواهد داشت.


نظر بدهید